ترنج

ترنج

بسم رب الحسین...
قال الله تعالی: «...فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً»
از خویش رها شو و با عشق درآمیز،
و چون به میقاتِ ماه "مُحرَم" وارد شدی،
اِحرام بربند که مُحرِمی!
گرد "عاشورایش" بسیار طواف کن،
و چون در کوی معرفتش بیتوته کردی،
بسیار خدا را بخوان،
تا تو را به وادی جنون کربلا راه دهند..
و چون به کربلا رسیدی، تا ابد وقوف کن!
و با اشک های روان بگو:
لبیک یا حسین...
تا بر کشته اشک های روان مَحرمِ اسرار شوی...

این تناقض تا ابد شیرین ترین مرثیه است: سرترین آقای دنیا را خدا بی سر گذاشت!

کد آهنگ

طبقه بندی موضوعی

ناگهان از پس مستوری ها عیان خواهی شد...

چهارشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۳، ۰۲:۰۸ ب.ظ

حرارت و داغی از آسمان و زمین فرا می رسد و بوی تند غریبی محجبه ها باز هم می پیچید در فضای این روزهای شهر... روشن پوشی زیباست، اما نازک پوشی و کوتاه پوشی..، گاهی حتی نمی توان نوشت این همه دردِ بی تویی ها را... و هر چه بیشتر بی حجاب می شوند آدمک های زمینی؛ تو در محاق پنهان تر، و در عمقِ نگاه سردِ دیدگان ما، به سرعتِ هر چه بیشتر در حجاب می شوی... و ما در پسِ این همه مستور شدنت، تو را گَم می کنیم و بی تو شدن، تازه سرآغاز غفلت و سرگردانی است...

آن سوتر، انگار تمام آدم های جهان، غرق شده اند در تحیٌرِ یک توپ گِرد، و یک جام و چند صد متر چمن، و دل بسته اند به گل هایی که عطر و بویی ندارند و غافلند از بهشتی سرشار از طراوت و گُل... چقدر این روزها بی تو در غبار غوغاهایی فرو رفته ایم که تنها نتیجه آن آرزوی محال صعود به دور دوم است! و مَسخ دنیا و این جام های گاه و بی گاهش شده ایم و مستانه مِی خام بر میگیریم از ساغرِ ناکامِ هستی، آن هم به نامِ جام جهانی! بی آنکه بدانیم تو تمام جهانی و قصه ی صعود و پرواز تا رهایی، تنها با حضور تو معنا می گیرد...

در این میانه، من حیران تر از همیشه، سرگشته و پریشان به دنبال تو، سرزمین دلم را چرخ میزنم و هر چه بیشتر می گردم، تو کمتر پیدایی... دلم می خواهد میان این همه هیاهویِ خروجِ سفیانی صفتان؛ و این همه اخبار بد از حال و روز مردمان و سرزمین هایی که بهانه ی زیستن شیعه هستند، یوسفانه از دلِ سپیدیِ چشم های یعقوبان زمان، تو ناگهان فرود آیی و حجاب از رُخ ماهت برگیری و دل ببری از عالمیان... تا دست از ترنج نشناسان، مات روی دل آرایت شوند و مستانِ عالم به یکباره ساقی بزمِ آمدن تو گردند به شیدایی...و چه دل انگیز می شود عصری که، تو باشی و ما چشم در چشمِ شیاطینِ دیو صفت بیایستیم؛ و درست کنار قامت عَلَم و بیرق بلندت ، ندا سر دهیم برخیزید و بنگرید، بشارت باد بر جهانیان که وعده موعود، سررسیده و فروغ روشن مشرقی ترین خورشید، و جانِ جهان، از پسِ ابرهای غیبت چهره برگشود... آن روز نزدیک است...(+)

 

نظرات  (۹)

سلام
بسیار عالی بود دلنوشته زیبایتان
صبح نزدیک است انشاءالله
سلام...
نوشته ها،عکسهایتان را در چه در افسران،چه در اینجا را واقعا دوست دارم...خیلی دلنشینه..خیلی
اگر نظر نمیذارم..شرمنده
در افسران که نمیتوانم نظر بذارم
خیلی التماس دعا
یاعلی مددی
پاسخ:
سلام
سپاس از لطف شما ...
سلام عزیزم


تسبیح اشک های سحر بی نتیجه نیست
در گریه دیده ایم اثر ، بی نتیجه نیست
از انتظار پنجره ها باز می شود
با نور چشم تو گره ها باز می شود
تقویم هایمان همه زارند خسته اند  
بی تو از اینکه جمعه شمارند خسته اند


سلام

حرفم ربطی به مطالب وبلاگ نداره شرمنده 

فقط یه سوال اسم اهنگ سنتی وبلاگتون چیه

ممنون

پاسخ:
سلام علیکم
هوای جنون - علیرضا قربانی
من

از میان واژه های زلال

دوستی را برگزیده ام

آنجا که

برف های تنهایی

آب می شوند

در صدای تابستانی یک دوست ...
من

از میان واژه های زلال

دوستی را برگزیده ام

آنجا که

برف های تنهایی

آب می شوند

در صدای تابستانی یک دوست ...
۰۳ تیر ۹۳ ، ۱۲:۲۰ فرزند خاک
سلام
فقط التماس دعا
۰۳ تیر ۹۳ ، ۱۶:۳۶ مـَـ ه جَـبـیـטּ
ما در واقعه ی بزرگی هستیم
واقعه یعنی
فقر روزهای بدون تو ..
۰۳ تیر ۹۳ ، ۲۳:۵۶ سرباز جنگ نرم
سلام بر شما
تبریک عرض می کنم بابت وبلاگ بسیار پرمحتوایی که دارید. به وب محقر ما نیز سر بزنید و در صورت تمایل به تبادل لینک اطلاع دهید.
و من الله توفیق

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
دریافت کد گوشه نما دریافت کد گوشه نما