ترنج

ترنج

بسم رب الحسین...
قال الله تعالی: «...فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً»
از خویش رها شو و با عشق درآمیز،
و چون به میقاتِ ماه "مُحرَم" وارد شدی،
اِحرام بربند که مُحرِمی!
گرد "عاشورایش" بسیار طواف کن،
و چون در کوی معرفتش بیتوته کردی،
بسیار خدا را بخوان،
تا تو را به وادی جنون کربلا راه دهند..
و چون به کربلا رسیدی، تا ابد وقوف کن!
و با اشک های روان بگو:
لبیک یا حسین...
تا بر کشته اشک های روان مَحرمِ اسرار شوی...

این تناقض تا ابد شیرین ترین مرثیه است: سرترین آقای دنیا را خدا بی سر گذاشت!

کد آهنگ

طبقه بندی موضوعی

نهر عسل...

پنجشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۴:۲۹ ق.ظ

بهار باشد و اردیبهشت، فصل عشق های رنگی و شب های دلتنگی... و شیرین تر از عسل، ناگاه فرو ریزد در نهرِ عاشقانه های آسمانی... و  شور آفرینیِ عشق را؛ در عالم به رخ کهکشان ها بکشند، این ستارهای روشن تمامِ شب هایی که از آنِ توست...

و ماه ببالد که در دلش، ماهی پدیدار شده که، ماهِ رنگین کمانی رویاهای آدم است، و امواج آرزوهایی که هر شب، در دلِ این ماهِ پاک، از آستانه ی دستانِ دعای اهل خاک، پر می کشد به سمت آبی افلاک ...

حالا حساب کن حال مرا که؛ چقدر خوب و رها می شود هر روز، وقتی بخوانم خط به خطِ این حرف های قشنگ را، در گوشه ای از محراب آبی دل، و نجوا کنم با تو ای تنها امیدِ اول و آخر...

و به آوای بلند بخوانمت که ای نورِ هر آنچه تاریکی، و خوبی مطلق و بسیار، من دل بسته ام، به عبادت قلیلی که به کثرت عطای تو و چشم پوشی ات میسر است... پس هستی را، بر من ببخش و چنان مرا لبریز از مهر نابت کن که با آن، بسیار شود تمام اندک های من در طاعتِ تو، و با هر آنچه بی پایان است از چشمه ی جوشان بخشندگیت سیراب کن جان تشنه ام را؛ از نهر عسل این ماهت...

یا ذلجلال

امام صادق علیه السلام فرمودند:در هر روز ماه رجب،در صبح و شام و بعد از نمازها در شب بخوان: «یا من ارجوه لکل خیر...یا من یعطی الکثیر بالقلیل». پس، حضرت محاسن مبارک خود را به دست چپ گرفتند و انگشت سبابه ی دست راست خود را به جانب چپ و راست حرکت می دادند و با انکسار و شکستگی تمام، این دعا را حضرت می خواندند: «یا ذالجلال ...» و دست از ریش مبارک خود بر نداشت تا از آب دیده ی مبارک اش، تر شد...(+)

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۱۱
سپهرا ...

عشق

تو

خدا

ماه خدا

نظرات  (۴)

سلام-وبلاگ عالیه موفق باشید...
با سلام....
احسنت، زیبا بود...انشاءالله چنین ایامی مشرف شوید ایوان نجف...حق پناهتان و علی یارتان

بسم الله الرحمن الرحیم

آموخت تا که عطر زشیشه فرار را
آموختم فرار ز یاران به یار را
 دل می کشید ناز من و درد و بار را
کاموختم کشیدن ناز نگار را
پس می کشم به وزن و قوافی خمار را
***
 گیرم که کرد خواب رفیقان مرا کسل
گیرم که گشت باده ازین خستگی  خجل
گیرم که رفت پای طرب تا کمر به گل
ناخن به زلف یار رسانم به فتح دل
مطرب اگر کلافه نوازد سه تار را
  ***
باید که تر شود ز لب من شراب خشک
باید رسد به شبنم من آفتاب خشک
دل رنجه شد ز زهد دوات و کتاب خشک
از عاشقان سلام تر از تو جواب خشک
از ما مکن دریغ لب آبدار را
***
شد پایمال خال و خطت آبروی چشم
از باده شد تهی و پر از خون سبوی چشم
شد صرف نحوه نگهت گفتگوی چشم 
گفتی بسوز در غم من ای بروی چشم
تا می درم لباس بپا کن شرار را
***
بازار حسن داغ نمودی برای که؟  
چون جز تو نیست پس تو شدستی خدای که؟
آخر نویسم این همه عشوه برای که ؟
ما بهتریم جان علی یا ملائکه؟
ما را بچسب نه ملک بال دار را
***
این دستپاچگی زسر اتفاق نیست
هول وصال کم زنهیب فراق نیست
شرح بسیط وصل به بسط و رواق نیست  
اصلا مزار انور تو در عراق نیست
معنی کجا به کار ببندد مزار را
***
با قل هوالله است برابر علی مدد
یا مرتضی است شانه به شانه به یا صمد ؟
هستند مرتضی و خدا هر دو معتمد      
جوشانده ای زنسخهء عیسی ست این سند
گر دم کنند خون دم ذوالفقار را
***
ظهر است بر جهاز شتر آفتاب کن
خود را ببین به صفحه آب و ثواب کن
این برکه را به عکسی از آن رخ شراب کن
از بین جمع یک دو ذبیح انتخاب کن
پر لاله کن به خون شهیدان بهار را
***
 من لی یَکونُ حَسب یکون لدهر حسب
با این حساب هرچه که دل خواست کرد کسب
چسبیده است تیغ تو بر منکر نچسب  
از انتهای معرکه بی زین گریزد اسب
دنبال اگر کنی سر میدان سوار را
***
کس نیست این چنین اسد بی بدل که تو
کس نیست این چنین همه علم و عمل که تو
کس نیست این چنین همه زهر و عسل که تو 
احمد نرفت بر سر دوش تو بلکه تو
رفتی به شان احمد مکی تبار را
***
از خاک کشتگان تو باید سبو دمد
مست است از نیام تو عَمرِ بن عبدود
در عهد تو رطوبت مِی، زد به هر بلد   
خورشید مست کردو دو دور ِ اضافه زد
دادی زبس به دست پیاله مدار را
***
مردان طواف جز سر حیدر نمی کنند
سجده به غیر خادم قنبر نمی کنند
قومی چو ما مراوده زین در نمی کنند
خورشید و مه ملاحظه ات گر نمی کنند
بر من ببخش گردش لیل و نهار را
***
دانی که من نفس به چه منوال می زنم
چون مرغ نیم کشته پر و بال می زنم
هر شب به طرز وصل تو صد فال می زنم 
بیمم مده ز هجر که تب خال می زنم
با زخم لب چه سان بمکم خال یار را
***
امشب بر آن سرم که جنون را ادب کنم 
برچهره تو صبح و به روی تو شب کنم
لب لب کنان به یاد لبت باز تب کنم
شیرانه سر تصرف ری تا حلب کنم
وز آه خود کشم به بخارا بخار را
***
خونین دلان به سلطنتش بی شمار شد
این سلطه در مکاشفه تاج انار شد
راضی نشد به عرش و به دلها سوار شد
این گونه شد که حضرت پروردگار شد
سجده کنید حضرت پروردگار را
***
آنکه به خرج خویش مرا دار می زند
تکیه به نخل میثم تمار می زند
تنها نه اینکه جار تو عمار میزند
از بس که مستجار تو را جار می زند
خواندیم مست جار همین مستجار را
***
از من دلیل عشق نپرسید کز سرم
شمشیر می تراود و نشتر ز پیکرم
پیر این چنین خوش است که هستی تو در برم 
فرمود : من دو سال ز ایزد جوان ترام
از غیر او مپرس زمان شکار را
***
از عشق چاره نیست وصال تو نوبتی ست
مردن برای عشق تو حکم حکومتی ست
آتش در آب می نگرم این چه حکمتی ست
رخسار آتشین تو از بسکه غیرتی ست
آیینه آب می کند آیینه دار را
***
زلفت سیاه گشته و شد ختم روزگار 
خرما زلب بگیر و غبار از جبین یار
تا صبح سینه چاک زند مست و بی قرار
خورشید را بگو که شود زرد و داغدار
پس فاتحه بخوان و بدم روزگار را
***
یک دست آفتاب و دو جین ماه می خرم 
یک خرقه از حراجی الله می خرم
صدها قدم غبار از این راه می خرم
از روی عمد خرقه کوتاه می خرم
باپلک جای خرقه بروبم غبار را
***
یک دست آفتاب و هزاران دوجین بهار
یک دست ماهتاب و بهاران هزار بار
یک دست خرقه انجم پولک برآن مزار 
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
وقت است ترکنم به سبو زلف یار را
یا من ارجوه لکل خیر...


۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۲۱ کانون وبلاگ نویسان قم
سلام دوست عزیز
مطلب شما در کانون وبلاگ نویسان قم منتشر شد.
لطفا پس از بروز رسانی وبلاگ ، لینک مطلب خود را برای ما ارسال کنید.
هدیه کانون وبلاگ نویسان به شما :
 پیامبر ( ص) فرمودند :
اگر خداوند یک نفر را به دست شما هدایت و راهنمایی کند ، از تمام دنیا و هر چه در آن است ، برتر و ارزشمندتر است
 با تشکر - یا علی مدد
www.canunqom.ir

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
دریافت کد گوشه نما دریافت کد گوشه نما