ترنج

ترنج

بسم رب الحسین...
قال الله تعالی: «...فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً»
از خویش رها شو و با عشق درآمیز،
و چون به میقاتِ ماه "مُحرَم" وارد شدی،
اِحرام بربند که مُحرِمی!
گرد "عاشورایش" بسیار طواف کن،
و چون در کوی معرفتش بیتوته کردی،
بسیار خدا را بخوان،
تا تو را به وادی جنون کربلا راه دهند..
و چون به کربلا رسیدی، تا ابد وقوف کن!
و با اشک های روان بگو:
لبیک یا حسین...
تا بر کشته اشک های روان مَحرمِ اسرار شوی...

این تناقض تا ابد شیرین ترین مرثیه است: سرترین آقای دنیا را خدا بی سر گذاشت!

کد آهنگ

طبقه بندی موضوعی

1.آغاز

چهارشنبه, ۸ دی ۱۳۸۹، ۱۲:۰۸ ب.ظ

دست های من پر است از نوشتن . پر ست از هوس عشق بازی با کاغذ ، هوسی وحشیانه که هر روز هرزه تر می شود ، هر روز نیازش به کاغذ بیشتر ، هوسی که گاه می درد سینه ی کاغذ را ، گاه می نوازد آرام ، آرام ، هوسی فراتر از هوسِ آبستنی در نیمه شب ...

یک عاشقانه ی آرام ، من باور دارم که خدا هم عاشق است من باور دارم که خدا هم نیمه شب هوس نبشتن می کرد ؛ اینگونه نگاه سفیهانه به من نینداز ؛ من "صفیه" هستم ، سفیه که نیستم ، هرزه می نگارم ، اما هرزه نیستم ، گستاخانه می نویسم اما گستاخی نمی کنم ؛ اگر خدا هوس نبشتن نمی کرد پس مصحف چیست که اینگونه دلربا مرقوم شده ؟!

لب را به دندان نگز ، استغفار نکن ؛ اینجا نماز دارد ، نترس من رجس و پلید نیستم کافر و مرتتد هم نیستم که خوف می کنی به نجاست من آلود شوی آرام باش پیش بیا با من گـــــــام به گام

من  هم مثل تو به وحدانیت خدا ایمان دارم ، فقط می گویم که :

"خدا هم هوس نبشتن می کرد "


+ ببخش که پست آغاز را من مرقوم کردم ، هرچه باشد تو صاحب این خانه ای ؛ اما چه کنم هوس نبشتن برایم قرار نگذاشت .


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۹/۱۰/۰۸
سپهرا ...

نظرات  (۸)

سلام
دست مریزاد
زیباست و....
درود
هوس نوشتنت را بپروران خوب
هدایتش کن در مسیری درست
رامش کن تا قلمت به هرزگی نرود و هزره ننگارد
نیکوست که گستاخی نمی کنی اما گستاخانه هم ننویس
همین گونه عاشق باش وعاشقانه بنویس بر سینه ی سپید کاغذ
برایتان آرزوی موفقیت
وبرای وبلاگ تان آرزوی پرباری و نوآوری می کنم
بدرود
سپهرای عزیز
واینک نوبت توست که دست به قلم شوی، بگویی آنچه که از دلت برمی آید
وما بخوانیم دل نوشته هایت را
۰۹ دی ۸۹ ، ۰۰:۱۰ رسول خامه یار
سلام ترنج خانم ...
بنویس ... عاشقانه بنویس! بتاز با قلمت بر سینه سفید کاغذ ... نوشتن عشق است بیش از آن که هوس باشد، عاشقانه است، گاهی غالب بر عشق است و گاهی مغلوب عشق است. سوگند خداوند است ... و مایسطرون به آنچه می نویسند ...

گرچه تفسیر زبان روشن گر است

لیک عشق بى زبان روشن‏تر است

چون قلم اندر نوشتن مى‏شتافت

چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

پایدار باشید

(من مرقوم کردم، از مرقومه، به معنی نوشته شده)
بنویس تا بزرگ شوی، وبا بزرگ شدن بنویسی.
بهار من در ترنج دل و نگاه توست...
۱۴ دی ۸۹ ، ۰۹:۲۲ نردبان آفتاب
ترنج خانم سلام...
شما عجب حرفهایی می زنید تو وبلاگ آقای مجد!!!
به وبلاگ منم سر بزنین...
عالی بود این نبشته ...
عالی
نمیدونم چرا هوس کردم سر بزنم به آرشیو و اولین نوشتت
قلمت سرشار از ایمان بانو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
دریافت کد گوشه نما دریافت کد گوشه نما