ترنج

ترنج

بسم رب الحسین...
قال الله تعالی: «...فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً»
از خویش رها شو و با عشق درآمیز،
و چون به میقاتِ ماه "مُحرَم" وارد شدی،
اِحرام بربند که مُحرِمی!
گرد "عاشورایش" بسیار طواف کن،
و چون در کوی معرفتش بیتوته کردی،
بسیار خدا را بخوان،
تا تو را به وادی جنون کربلا راه دهند..
و چون به کربلا رسیدی، تا ابد وقوف کن!
و با اشک های روان بگو:
لبیک یا حسین...
تا بر کشته اشک های روان مَحرمِ اسرار شوی...

این تناقض تا ابد شیرین ترین مرثیه است: سرترین آقای دنیا را خدا بی سر گذاشت!

کد آهنگ

طبقه بندی موضوعی

بهار فقط روزیست که باران ببارد...

دوشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۸۹، ۱۰:۰۳ ب.ظ

  السلام علیک یا ربیع الانام و نضره الایام

سلام بر بهار دلها و خرمی روزگاران...

می گویند بهار نزدیک است...

پس چرا بوی باران نمی آید؟

چرا مشام جان از عطر نفس گلهای باران خورده خالیست؟

چرا هنوز صدای شرشر باران را نمی شنویم ...

مگر نه این است که می گویند بهار فصل زیباترین باران هاست؟

پس چرا نمی باری باران؟ جای خالی ات کوچه های خشک شهرمان را چرا خیس نمی کند؟...

چرا از رویش  و خرمی در دیارمان خبری نیست؟

می گویند تو را خلوتیست... امروز تو را درمیان این خلوت جستجو کرد...

خلوت باران...

امروز کتابی بدستم رسید که سراسر باران بود ...

گشودمش میانش فقط باران می بارید...

تشنه شدم به جرعه جرعه کلمات و لغات بارانی...

آمد خلوت حضرت...

که روایت شده از معصوم محل خلوت حضرت باران تپه های نورانی و سپید نجف اشرف است... 

نجف اشرف!!!

چه اسمی و چه مکانی که اول زمین عالم است...

جایی که خاک آدم و نوح و علی (علیه السلام) است...

وادی سلام های بزرگ بر رحمت شدگان...

بلاد مسجد حضرت باران...

سهله و تمام ثانیه های پر از  انتظارش...

 سهله و تمام دقایق خیس بارانش...

خیلی سخت است که فصل آمدن تو باشد و ما و تو در انتظار بارش ...

و تو نباری باران...

خیلی دشوار است تو باشی و ما در کویر ماوا گرفته باشیم بی تو...

خیلی سخت است تشنه شویم و باران نبارد بر صحرای بی پایان نیمه راه زندگی ما...

خیلی سخت است بگویند بهار در راه است و ما نبینیم بهار آمدنت را...

بهاران ما تویی باران...

تا نیایی بی تو بهار هم بی معناست...

باران ببار تا بهار هم رونقی تازه و ناب  از تو بگیرد...

بهار بی تو جز یک فصل ساده  و تکراری این روزگار بیش نیست...

در این روزهای سخت نبودنت بی تو

بهار آمدنت را همه آرزو داریم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۹/۱۲/۱۶
ریحانه خلج ...

باران

نظرات  (۱۱)

سلام به دوست خوبم
وبلاگ بسیار زیبایی داری اگه دوست داری آمار بازدیدت بره بالا بهم سر بزن

همیشه بهار رو دوست داشتم البته همه ی فصل های سال رو دوست دارم اما بهار یه قشنگی دیگه ای داره،ولی امسال بهار هم برام قشنگ نیست البته هنوز وقت هست که قشنگ بشه ولی من امیدی ندارم... دو دلیل داره که منتظر بهار نیستم و اومدنش منو خوشحال نمیکنه سپهرای عزیزم تو یه دلیلشو میدونی،میدونی که خیلی درگیرش هستم.
سد کرخه،میشداغ،شلمچه،طلائیه،منطقه عملیاتی فتح المبین،فکه و چزابه،هویزه،
تا حالا نرفتم آرزومه برم ولی...
وقتی اسم اینارو میشنوم از دوستانم یا میبینم تو وبلاگ معاونت جوانان قلبم آتیش میگیره که چرا من نمیتونم باشم.وقتی میگفتی زهیر داره برای کربلا پرپر میزنه اصلا درک نمیکردم ولی الان میفهمم چی میگه.(من همچین آدمی نبودم که اهل این جور جاها باشم یا انقدر پی گیر بشم که برم ولی نمیدونم امسال چرا انقدر...)اصلا چرا من اینارو گفتم؟؟؟؟؟
حرف من این بود که امسال حال وحوصله ی عید رو ندارم یه دلیلش این بود و دلیل دیگه هم دوری و ندیدن یه....
ولی برای سپهرای عزیزم و دوستای خوبش سال خوبی رو آرزو میکنم.
۱۷ اسفند ۸۹ ، ۰۰:۰۸ فرشته نمی میرد
اندکی صبر ... سحر نزدیک است ...
گه دوست داری آمار بازدیدت بره بالا حتما یه سری بزن به آن خانم !! اصل تبلیغاتش را که داشتی ؟!!

عجب !
ای سپهرا ...
چرا شماها اینطور می کنید با دل ِ من ...؟
هنوز چشم هایم را باز نکرده
می بری ام کربلا
نجف
ســــــــــهــــــــــــــلــــه ...
هرچقدر هم که بشود هوایی کربلا و نجف شد
هرچقدر هم که بشود یه جورهایی با حسین و پدر حسین ، رفع دلتنگی کرد ...

هیچ رقمه نمی شود دلتنگی ات را برای سهله درمان کنی ...
جایی بود این سهله ...

حتی توان شرح اش را هم ندارم ...

چقدر غربت و قربت داشت آنجا ... چقدر ساده و خاکی بود آنجا ..
چقدر بوی حضرت باران ، بوی مهدی فاطمه می آمد آنجا ....

آخ سپهرا ...
بدجور هوایی سهله ام کردی ...
چه بهاری ؟
تو به این وضع روزهامان می گویی بهار ؟
به این بی سروسامانی ...؟
بهار ...
حضرت باران ... باران که ببارد ... بهار آمدنی ست ...
خبرت هست ...

که بی روی تــو آرامـــم نیست ...
خدای باران ... رحمی کن ...
نمی خواهی تعجیلی ؟ فرجی ؟ گشایشی ؟ بارانی ؟ بهاری ...؟
۱۷ اسفند ۸۹ ، ۰۹:۴۶ آهسته عاشق می شوم
باران که ببارد آواز دلم شنیدنی است...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
دریافت کد گوشه نما دریافت کد گوشه نما